Hamavaz.com  

مهمترين اخبار :

 
سنتي كلاسيك پاپ فلامنكو موسيقي فيلم موسيقي بانوان آلبوم ها كنسرت ها بدون عنوان مشاهير فيلم هاي پرده سينما ، تئاتر سينماي جهان انيميشن نقد فيلم راديو ، تلويزيون
   ورود / ثبت نام در سايت
 

  بروز رسانی: سه شنبه، 20 بهمن ماه ، 1388
منو اصلي :
Menu.gif 
News.gif فهرست اخبارShow/Hide content
icon_dot.gif موسيقي سنتي و مقام
· ------------------
icon_dot.gif موسيقي كلاسيك
· ------------------
icon_dot.gif موسيقي راك ، پاپ ، جاز
· ------------------
icon_dot.gif موسيقي فلامنكو
· ------------------
icon_dot.gif موسيقي فيلم
· ------------------
icon_dot.gif موسيقي بانوان
· ------------------
icon_dot.gif آلبوم هاي موسيقي
· ------------------
icon_dot.gif برنامه كنسرت ها
· ------------------
icon_dot.gif بدون عنوان
· ------------------
icon_dot.gif مشاهير موسيقي و سينما
· ------------------
icon_dot.gif فيلم هاي روي پرده
· ------------------
icon_dot.gif سينما و تئاتر
· ------------------
icon_dot.gif سينماي جهان
· ------------------
icon_dot.gif انيميشن
· ------------------
icon_dot.gif نقد و بررسي فيلم
· ------------------
icon_dot.gif راديو و تلویزیون
· ------------------

تبليغات :

کتابخانه الکترونیکی پارس تک

براي اولين بار در ايران ، فروش استثنايي انواع دوربين


جدیدترین اخبار :
· 1: «مهران مديري» جلوي دوربين «قهوه تلخ» رفت
· 2: دادكان: دعواي من و علي‌آبادي سر رياست بود
· 3: 75 درصد بينندگان 90 افت فوتبال به دليل ضعف مديريت را رد كردند
· 4: انتشار آلبوم يكي بود يكي نبود رضا صادقي با ۴ روز تاخير
· 5: سمفوني هلال كاروان محرم اجرا مي‌شود
· 6: اجراي محسن رشيدخان در اپراي Cosi fan Tutte
· 7: کنسرت فرهاد جواهرکلام در تالار اریکه ایرانیان
· 8: يادداشتي به مناسبت سالروز تولد كوروش يغمايي
· 9: مجموعه «فرار از زندان» در نوبت پخش از شبکه سه است
· 10: با فروش «دوخواهر»، ظاهرا حق با محمدرضا گلزار بود

[ موارد بیشتر در بخش اخبار و تازه ها ]

لیست موزیک ها :
List Music
برای دانلود لیست کلیه موزیک و موسيقي هاي سایت هم آواز لطفا ***اینجا*** کلیک نمائيد

اخبار هم آواز در سايت شما :

جديدترين اخبار هم آواز در سايت يا وبلاگ شما

برای دريافت كد جهت نمايش لينك ها و جديدترين اخبار هم آواز در وب سايت يا وبلاگ خودتان لطفا اينجا كليك نمائيد


آمار بازديد از سايت :

Who's Online :
در حال حاضر 57 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش آمدید ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .

هم آواز News : لئونارد كوهن Leonard Cohen

ارسال شده بوسیله admin در مورخه : چهارشنبه، 24 مرداد ماه ، 1386 ساعت : 12:23 (4158 مشاهده)

مشاهیر موسیقی و سينما

«او هم از نظر موسيقايى (آهنگسازى، تركيب سازها و...) و هم در ترانه سرايى نمونه اى بارز به حساب مى آيد. صداى او افسانه اى است.» لئونارد كوهن علاوه بر موسيقى زيبايش به پوشيدن لباس هاى تيره، ترانه هاى غمگين و افسرده و صداى يكنواخت و عميقش شهرت دارد

Photo par Claude Gassian


کودکی و نوجوانی

لئونارد کوهن در سال ۱۹۳۴، از یک خانواده متوسط یهودی در مونترال زاده شد. پدرش که تاجر پوشاک بود، در نه سالگی لئونارد درگذشت.

او در رشته زبان انگلیسی از دانشگاه مک‌گیل دانش‌آموخته شد و در سال ۱۹۵۵ به خاطر نوشته‌های خلاقانه اش جایزه ادبی Mc. Naughton را از آن خود کرد.

کوهن شیوه زندگی بسیار آزادی را برگزیده بود که شامل ارتباط با زنان متعدد، آزمودن ال.اس.دی و سفر به دور دنیا می‌شد.

Photo by ???

رمانهایی که به آواز منتهی شدند

دو رمان به نامهای بازی محبوب (The Favorite Game 1963) و پاکباختگان زیبا (Beautiful Losers 1966) شهرت او را در میانه دهه ۶۰ مستحکم نمود. جودی کالینز (زاده ۱۹۳۹) اجرایی از شعر سوزان Suzanne کوهن را اجرا کرد که یکی از محبوبترین اشعار او شد.

اولین حضور کوهن در صحنه موسیقی، جشنواره موسیقی مردمی نیوپورت (Newport Folk Festival)، در تابستان ۱۹۶۷ بود. این حضور با دو کنسرت در نیویورک و یک حضور برای اجرای اشعارش، در تلویزیون سی.بی.اس. دنبال شد.

Photo (c) Christian Verrouil

صداي بم لئونارد كوهن نه تنها گوش خراش نيست، بلكه هميشه آرامش دهنده و بي نهايت نوستالژيك است. او هنگام صحبت كردن يا ترانه خواندن صدايي جاودانه دارد.لئونارد كوهن مردي مرموز و بسيار درونگر است كه در عين حال هميشه شاد است. بعد از شش سال انزواي ذن در كوههاي جنوب كاليفرنيا، او دوباره به شهر لوس آنجلس، جايي كه فرزندانش لوركا و آدام نيز آنجا زندگي مي كنند، بازگشت.
درسال ۱۹۹۲ آلبوم The Future منتشرشد. آهنگساز و نوازنده كانادايي درآن براي خود جايگاهي در فرهنگ معاصر تثبيت كرد و طي آن، سقوط ارزشهاي تجارتي و بي فايدگي صنعت هنر را پيش بيني كرد.


چهارسال بعد با آلبوم I'm your Man كه پرفروش ترين آلبوم او تا به امروز بوده، دوباره به روي صحنه بازگشت. او در اولين ترانه آلبوم (First We'll Take Manhattan) مي گفت: «من به ۲۰ سال اندوه عميق محكوم شدم.»


لئوناردكوهن كه هميشه دوستدار طبيعتي پرتلاطم، جنس مؤنث و اضطراب بود، درسال ،۱۹۹۳ خسته از گردشها و افراطهاي مختلف، دوباره به مركز Mont Baldy پيوست و خود را در اختيار استادش Roshi گذاشت. ولي در عقايدش آنچنان تغييري ايجادنكرد.

 Leonard Cohen

لئونارد كوهن كه شيفته فروتني و پاكي است آنجا ظرفشويي و آشپزي مي كرد و غرق در تأمل مي شد. او به مرحله ژيكان رسيد كه يكي از مراتب عرفان هندي و به معني «سكوت بين دو انديشه» است. اين شاعر و ترانه سرا آلبوم Ten New Songs را با تأثيرپذيري ازمنابع مقدس تهيه كرد كه توسط شارون رابينسن تنظيم شد.


لئونارد كوهن، اين پسريهودي روس تبار، انساني است مذهبي، شيفته سمبوليكها، كتاب مقدس و احاديث تورات كه از علم شناسي هاركريشنا به نفع بودائيسم ژاپني دوري كرد. وي هميشه به طور انفرادي كارمي كرد. يك سال قبل از الويس پريسلي، درسال ۱۹۳۴ به دنيا آمد، از اقليت انگليس زبان منترال است «دردانه فرانسه زبانها» است مانند ديگر هنرمندان فولكلور آمريكاي شمالي نظير خواهران مك كاريكل، آنا و كيت، مادر رفورين رايت، كه كوهن او را از جوانترين و بااستعدادترين مؤلفين زمان مي داند و از رده خواننده هاي مؤلف.
لئوناردكوهن كه به خروش رودخانه اي آرام مي ماند چشمهاي آبيش نظاره گر جهان است و مي كوشد خود را با شوردرونيش وفق دهد. او در ماهنامه بريتانيايي Mojo از رابطه خود با آمفتامين مي گويد: «كاركرد ذهني و جسمي من آنقدر كند است كه سبك "Speeds" مرا به سوي ريتمي عادي مي برد.»


يك روز باب ديلن و لئونارد كوهن همديگر را در كافه اي در پاريس ملاقات مي كنند. لئونارد كوهن مي گويد: يك روز بعدازظهر با هم صحبت مي كرديم. او مي خواست بداند من Hallelujah را ظرف چندوقت نوشتم. گفتم: در يك عمر! او گفت براي تدارك و تنظيم I to I فقط ۱۵ دقيقه كاركرده است! عجيب نيست؟ بيشتر خنده دار است تا عجيب. «البته اين حرف مرا مأيوس نكرد.»


Ten New Songs؛ چطورممكن است چنين اسم بي مزه اي به ذهن يك نفر برسد؟ اسمي كه نه بيانگر دردي است، نه برآمده از هيچ ماجرايي. كوهن مي گويد كه «مي شد اسم ديگري مثلاً In My Secret Life يا Boogie Street براي اين آلبوم انتخاب كرد. اما نمي خواستم مفهوم خاصي در ذهن مخاطب تداعي شود.»


اين هنرمند پررمز و راز از حرافي و اغراق گريزان است. در اين ده ترانه كوهن كه غير از خواننده بودن، رمان نويس و شاعر نيز هست حال و روز بشر، سرگرداني، علاقه به صلح و آرامش، ناكامي و تباهي هوسها را توصيف مي كند. او خواهان تقدس نيست و مي گويد: «آدم مقدس مثل «فراري» است. كسي كه گريخته. من از دنيا فرارنمي كنم ولي مثل هركس ديگر مي خواهم از آن رها شوم. تاوقتي ما دردنيا هستيم بايد بين آنچه مي خواهيم و آنچه داريم تعادل برقراركنيم.»


در كارهاي كهن، پتانسيلي غني و جذابيتي عظيم به چشم مي خورد. لئونارد كوهن سرگرم آماده كردن مجموعه اي بلند از دويست و پنجاه شعر است «كتاب اشتياق و انتظار پرشور». آلبوم جديدش Ten New Songs به هزار تويي مي ماند، طي طريقي در امتداد رودهايي تار؛ «سرگردان‎/ كنار رودهاي تار‎/ منم آن مرد ساكن بابل». به هرحال ظاهراً اين هنرمند زندگي اش را در بابل گذراند. شهري پر از بي نظمي و به قول خودش Boogie Street ( عنوان نهمين ترانه از ده ترانه آلبومش). Boogie Street خياباني است در سنگاپور كه در روز، بازار است. او مي گويد «در آنجا همه چيز مي فروشند ازجمله تمام CDهاي من، حتي آنهايي كه غيرمجازند. هركدام به يك دلار، شب هم زمان تبادل جنسي است. مردان و زنان كه اغلب هم بسيارزيبا هستند، خود را براي ارضاي اشتياق مردم به فحشا مي كشانند. Boogie Street مترادف كار و اشتياق است. دنياي عيني و ملموس من برگرفته از Boogie Street بابل و سپس لوس آنجلس، جايي كه من براي زندگي آمده ام.»


اين دنياي دروني، سياه و تاريك، ناشناس و سرد، محتاج روشنايي است. اولين ترانه از اين آلبوم، In My Secret Life نام دارد. «در زندگي مرموزم‎/ هميشه تنهايم‎/ قلبم مثل يخ‎/ متراكم است و سرد.»


همانطور كه در شعر ايراني و عرفاني، گرما، مستي و عشق در عين مادي بودن، مقدسند، براي لئوناردكوهن نيز رابطه اي عظيم بين شهوت پرستي و اعتقادات مقدسش وجوددارد. لئوناردكوهن مرد سرزمين سرما، به اشتياقش نسبت به خورشيد اعتراف مي كند.
او مي گويد: «من در منترال بزرگ شده ام. جايي كه ۶ ماه از سال پوشيده از برف است و مي توانم هرجادلم مي خواست اسكي يا هاكي كنم ولي بازهم احساس كمبود مي كردم. در كانادا هركس به دنبال راه حلي براي نجات از سرماي زمستان مي گردد.»
لئونارد كوهن قبل از اينكه سرگرم ذن شود، به كشور يونان علاقه داشت. او مي گويد: اين علاقه اتفاقي است. اولين مجموعه شعرش Let Us Campare Mythologies نگاشته به سال ۱۹۵۶ برنده جايزه اي از دولت كانادا شد.


اين جايزه، سفر به دور اروپا بود. در لندن بدون وقفه باران مي باريد و او تعريف مي كند: «يك روز صبح سرد و مرطوب ازمقابل مردي برنزه گذشتم. از او پرسيدم اهل كجاست واو گفت: اهل يونان است. چندروز بعد قايق گرفتم و در ايدرا به ساحل نشستم. خانه اي اجاره كردم ماهي ۱۳دلار، عاشق شدم و همانجا ماندم.»


مادر لئونارد كوهن درسال ۱۹۲۵ به كانادا مهاجرت كرده بود ولي يونان آبي سفيد، روشن و نيم رخ صاف مردمش او را روانه سرزمين مادري اش، اروپا مي كند. كوهن، اين خواننده و جهانگرد آواره دوست داشت همه جا را به تصرف خود درآورد. او مي گويد: «جهانگردي ضدطبيعت من است اين عملي است قهقهرايي، من دوست دارم در جايي مشخص زندگي كنم. غذاي هميشگي را بخورم و دوستان هميشگي ام را ملاقات كنم.» بطورخلاصه اين جوان يهودي اهل منترال شاعري مي شود كه مي خواهد جايي را كه شايسته اش بوده با «نقشه عظيم» خود تصرف كند.

دانلود کنید audio file Dance me to the end of love  

متن ترانه

Dance me to your beauty with a burning violin
Dance me through the panic till I’m gathered safely in

Lift me like an olive branch and be my homeward dove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of loveOh let me see your beauty when the witnesses are gone
Let me feel you moving like they do in Babylon
Show me slowly what I only know the limits of
Dance me to the end of love

Dance me to the end of love
Dance me to the wedding now, dance me on and on
Dance me very tenderly and dance me very long
We’re both of us beneath our love, we’re both of us above
Dance me to the end of love
Dance me to the end of loveDance me to the children who are asking to be born
Dance me through the curtains that our kisses have outworn
Raise a tent of shelter now, though every thread is torn
Dance me to the end of loveDance me to your beauty with a burning violin
21.jpg
Dance me through the panic till I’m gathered safely in
Touch me with your naked hand or touch me with your glove
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

اتفاقات و حادثه هايي همچون سفر به يونان، موسيقي و صداي بم او در نهايت اثر Masterpiece را به وجودآوردند. شاهكاري كه او را به اين مرحله رساند. بدون اينكه بدانيم اين مرد كيست.


او همچنين مي گويد: «ما هيچ چيز را تحت كنترل خود نداريم. با مشاهده زندگي خود، آنچه مي توانم بگويم اين است كه هيچ وقت انتخاب چيزي دست خودم نبوده است. شايد ظاهراً من انتخاب كرده باشم ولي در واقع هميشه همه چيز به من القاشده است. فهم و درك اينكه در پس همه اينها، نيتي به من كمك مي كند كه خود را از حس محروميت و نگراني در مقابل زندگي دوركنم.» وقتي از او در مورد بحران مذهبي، سياسي و ارزشي سؤال مي كنند، مي گويد براي قضاوت درمورد اين حوادث استحقاق كمتري دارد و اينكه احساسات دروني اش قابل اعتماد نيستند. او مي گويد: «معمولاً هدف از بحران ناميدن فلاكتها به نوعي تجليل از آنهاست.» آفريننده Magrafiques Perdanis (نگاشته به سال ۱۹۶۶)، با كرنشي آرام و صدايي رسا، متني از A Thousand Kisses Deep ـ كه دومين ترانه از ده ترانه است ـ از حفظ خواند. دراين ترانه مي گويد:
«هلن، هشيارباش ‎/ براي جبران شكست جبران ناپذيرت‎/ تو طوري زندگي كرده اي كه گويي واقعي بوده است.»

پرنس چارلز شاهزاده بريتانيايى كه طبع نسبتاً افسرده و درونگراى او همواره مورد انتقاد قرار گرفته است، اخيراً اعلام كرد كه لئونارد كوهن يكى از بزرگترين خوانندگان مورد علاقه اش است. پرنس چارلز، كوهن را مردى فوق العاده توصيف مى كند و مى گويد: «او هم از نظر موسيقايى (آهنگسازى، تركيب سازها و...) و هم در ترانه سرايى نمونه اى بارز به حساب مى آيد. صداى او افسانه اى است.» لئونارد كوهن علاوه بر موسيقى زيبايش به پوشيدن لباس هاى تيره، ترانه هاى غمگين و افسرده و صداى يكنواخت و عميقش شهرت دارد. به گفته مجله Hello «لئونارد كوهن بهترين انتخاب يك فرد درونگراست.

هرچند لئونارد کوهن، موفق ترین ترانه سرا و خواننده اواخر دهه 60 نبود اما بدون شک یکی از جذاب ترین و دیرپا ترین آنها به شمار میرود. او توانست حضور قابل توجهی در دهه های بعدی داشته باشد و موفق شد توجه منتقدانی که دیگر به هم نسلان او توجه خاصی نشان نمیدادند را همچنان به خود معطوف کند.


کوهن تقریبا یک دهه زودتر از بیتلز (Beatles) و رولینگ استونز (Rolling Stones) و یک دهه دیرتر از الویس پریسلی (Elvis Presley) متولد شد، اما زمینه زندگی خصوصی، اجتماعی و عقلانی او با تمام ستارگان راک در تمام نسلها، متفاوت بود. حتا نمی توان او را با خوانندگان فولک هم عصرش مقایسه کرد.

او تا اواسط 30 سالگی کار اجرا و ضبط ترانه را آغاز نکرد و این زمانی بود که نوشتن چند کتاب را به اتمام رسانیده بود. به عنوان یک رمان نویس و شاعر، دستاوردهای ادبی کوهن، بسیار جلوتر از باب دیلان (Bob Dylan) بوده است اما به عنوان یک خواننده، صدای یک نواخت یا monotone او، جذابیت کمتری از صدای دیلان دارد.

کوهن شیوه زندگی بسیار آزادی را هم برگزیده بود که شامل ارتباط با زنان متعدد، آزمودن LSD -در زمانی که فروش آن قانونی بود- و سفر به دور دنیا میشد. به این ترتیب لئونارد کوهن نه تنها به خاط آثارش، بلکه به خاطر رفتارهای سنت شکنانه اش در کانادا شهرتی پیدا کرده و به مدد همین فعالیتهای فوق ادبی در همه جا ، به خصوص در آمریکا شناخته شده بود.
 رمانهایی که به آواز منتهی شدند


دو رمان به نامهای “بازی محبوب” (The Favorite Game 1963) و پاکباختگان زیبا (Beautiful Losers 1966) شهرت او را در میانه دهه 60 مستحکم نمود. در این زمان حتی اشعاری که کوهن از سنین نوجوانی سروده بود هم توجه عده بسیاری را به خود جلب کرد. جودی کالینز Judy Collins (متولد 1939) که یکی از استعدادهای درخشان موسیقی فولک در دهه 60 به شمار میرفت، اجرایی از شعر سوزان Suzanne کوهن را اجرا کرد که یکی از محبوبترین اشعار او شد، و نه تنها یکی از مورد درخواست ترین ترانه ها در پخش رادیویی شد بلکه تا امروز یکی از پر طرفدارترین آثار کالینز به شمار می آید. به این ترتیب کالینز، کوهن را تشویق کرد تا در کار موسیقی فولک به او بپیوندد.
اولین حضور کوهن در صحنه موسیقی، فستیوال موسیقی فولک نیوپورت (Newport Folk Festival)، در تابستان 1967، بود. این حضور با دو کنسرت بسیار موفق در نیویورک و یک حضور برای اجرای اشعارش، در تلویزیون CBS، برنامه Camera Three دنبال شد.
22.jpg

از اواسط دهه‌ي نود لئونارد كوهن با مراجعه به يك مركز ذن تغييراتي در شيوه‌ي زندگي خود ايجاد نمود. او در خانه‌اي محقر و زير نظر يك استاد 88 ساله به زندگي پرداخت.

در سال 1999 بعد از پنج سال كه هيچ كاري نكرده بود با صدها شعر جديد و ترانه نو بازگشت.
همكار جديد او شارون رابينسون بود كه تقريبا خواننده Back up بود و در نوشتن اشعار Everybody knows ” همه مي دونن” Waiting for the miracle ” منتظر يك معجزه” همكاري كرده بود و هم اكنون آلبومي با نام ” 10 ترانه جديد” حاوي 10 ترانه جديد از كوهن است. اين آلبوم براي خود شاهكاري محسوب مي شود . براي مردي كه فكر كرد يك شاعر مبتدي بماند در اوايل كارش يك ساختار كاري عظيم تحويل داده است.

عشق ناگهانی بر اساس تصادف و اتفاق میان زن و مرد، فراری از زندگی و سختی هایش است که کوهن آن را می ستاید. سختی هایی که عشق خانگی (اسارت همسر و خانواده) خود، نوعی از آن شمرده می شود. در ترانه “So Long Marianne” کوهن به تناقضی که میان عشق خانگی و آزادی و رهایی فردی میبیند اشاره می کند.


او (کوهن) به ماریان ، معشوقی که او را پایبند زندگی مشترک کرده، میگوید "فکر میکردم پسر بچه ای دوره گرد و عاشق پیشه هستم، قبل از اینکه بگذارم مرا به خانه ات ببری" و حالا می گوید "تو مرا وادار کردی بسیاری از چیزها را فراموش کنم / من فراموش کردم برای فرشتگان دعا کنم / و فرشتگان هم فراموش کردند برای من دعا کنند".

اینجا زنی (Marianne) را می شناسیم که نا امیدانه میخواهد کوهن را به خود گره بزند و او را در خانه و عشق خود محبوس کند. "تارهای نازک عنکبوت تو ، زانوی مرا به سنگی گره زده " ، او کافرانه به کوهن چنگ میزند ، به این امید که او - مردش - را جانشین خدایش کند و در کنار خود نگه دارد."گویی که من به صلیب کشیده شده بودم ، زمانی که هر دو در تاریکی زانو میزدیم".

در پایان ترانه ، کوهن به یاد خاطرات و احساسات گذشته اش می افتد و وسوسه دوباره به ماریان پیوستن متزلزلش می کند و به دیدار اومیرود ولی نا گهان در می یابد که از بند ماریان رها شده ، جرا که ماریان مرد دیگری را یافته و او را محکم به خود گره زده.

O you are really such a pretty one آه تو واقعا زیبا هستی
I see you've gone and changed your name again میبینم که رفته ای و دوباره نامت را عوض کرده ای
And just when I climbed this whole mountainside بودم زمانی که تمام این کوه ها را بالا آمده آنهم
To wash my eyelids in the rain تا دوباره پلک هایم را در باران بشویم


ترانه “One Of Us Cannot Be Wrong” داستان تمثیلی کوهن است از عاشق و دلداده ای که می خواهد معشوق را به تمامی از آن خود کند و به تملک خود آورد. این میل به مالکیت در این ترانه از دو جنبه مطرح می شود، این دلداده هم به طور سادیستیک می خواهد معشوقش را تماما در اختیار داشته باشد و هم به مازوخیستیک آروزو دارد که خود نیز مال او شود. آهنگ اینگونه آغاز میشود:

I lit a thin green candle شمع سبز نازکی را بر افروختم
To make you jealous of me, تا تورا حسود خود کنم
Then I took the dust of a long sleepless night سپس غبار شب بلند بی خوابی را
I put it in your little shoe. در کفش کوچک تو ریختم
And then I confess'd that I tortured the dress و اعتراف کردم که لباس هایت را شکنجه کردم
That you wore for the world to look through همان لباس هایی که پوشیده بودی تا جهان تورا آنکونه ببیند


راوی به دنبال پند پزشکی میرود تا او را از این بیماری نجات دهد ، ولی پزشک هم تشان میدهد که به اندازه خود راوی تهی و مستاصل است چیزی بیشتر نمی داند ، پزشک از او میخواهد تا استراحت کند و خود را در کتابخا نه ای همراه جزئیات ماه عسلش آنها زندانی میکند اما چا اره ای نمی یابد. بعدا عاشق از پرستار می شنود که خود پزشک به سختی بیمار شده و تمام دانشش به تباهی رفته.

سپس به دیدار قدیسی میرود که با او "از وظایف دو طرفه عاشقان سخن می گوید وقانون طلایی (مسیحیت) را بی اعتبار می داند" ولی روح قدیس نیز چون دانش پزشک به کار نمی آید.

And just when I was sure و هنگامی که به راستی مطمئن شدم
That his teachings were pure که تعالیم او ناب و خا لص بود
He drowned himself in the pool, او خودش را در استخری غرق کرد
His body is gone, but back here on the lawn /td> بدن او محو شد ولی آنجا روی چمن
His spirit continues to drool روحش هنوزآب پس می آورد


دلداده بی پناه فهمید که نمی تواند چیزی از پستی و رذالت و آزمندی این جماعت خود آزار بیاموزد، فهمید که نه دانش جامعه (پزشک) بیش از او میداند و نه روحانیت جامعه (قدیس) بزرگی روح و بخشندگی فرای او دارد و راوی به همان اندازه حریص و خود آزار می ماند که بود. بند آخر شعر روایت پایان دهشتناک دلدادگی آنهاست،راوی معشوق خود را برهنه در برف و یخبندان رها می کند تا آخرین تصوبرش را همواره به خاطر بسپارد و معشوق هیچگاه به آغوش و نظر دیگری نیفتد.

An Eskimo showed me a movie اسکیمویی فیلمی به من نشان داد
He'd recently taken of you که به تازگی از تو گرفته بود
The poor man could hardly stop shivering (در فیلم) مرد بیچاره ای که به سختی میتوانست، بگیرد جلوی لرزیدنش را
His lips and his fingers were blue و لبها و انگشتانش کبود شده بود
I suppose that he froze فکر کردم که یخ زده
When the wind took your clothes و قتی باد لباسهایت را با خود برد
And I guess he just never got warm و فکر کردم دیگر هیچ وقت گرم نخواهد شد
But you stand there so nice ولی تو به زیبایی ایستاده بودی
In your blizzard of ice در آن طوفان و یخ
O please let me come into the storm آه، مرا نیز به طوفان راه بده


چیزی که عاشقان باید در ترانه های کوهن آموخته باشند، آن است که چگونه با یکدیگر خدا حافظی کنند، نه تنها به خاطر خود رابطه بلکه به این خاطر که قید و بند هایی که از باقی ما ندن در رابطه هایی که عمر آنها به سر آمده، مردان و زنان را از ایفای مرانگی و زنانگی در زندگیشان باز می دارد.

این قید و بند ها ریشه ای در احساسات افراد ندارند و تنها زندگی حقیقی را از آنان می رباید و زن مرد را مجبور به کشیدن پیکره مرده رابطه می کند.و تغییر، برای زندگی از آن آن جهت ناگزیر است که این بند ها را پاره میکند. کوهن در ترانه “That's No Way to Say Goodbye" میگوید:

I'm not looking for another من به دنبال دیگری نیستم
As I wander in my time, هنگامی که پرسه میزنم
Walk me to the corner با من به گوشه ای بیا
Our steps will always rhyme گام های ما همیشه آهنگین خواهد ماند
You know my love goes with you و میدانی که عشق من همراه تو خواهد رفت
As your love stays with me همانطور که عشق تو با من میماند
It's just the way it changes همه جیز (پس از جدایی) آنگونه عوض میشود
Like the shoreline and the sea

هشت شعر از لئونارد کوهن


(( شعرها از كتاب The spice- Box of Earth ))

1
مرداني هستند

مرداني هستند
خواستار كوه‌هايي
كه حمل كنند نام‌هاشان را در طول زمان.

سنگ‌نبشته‌ها آن‌قدر كافي نيستند
يا سرسبز،
و فرزندان به دوردست‌ها مي‌روند
براي از دست دادن دست پدرهایشان
كه همواره مشت در نظر خواهد آمد.

من دوستي داشتم:
زيست و مرد در سكوتي محض
و با متانت.
مانده نه كتابي، نه فرزندي، يا معشوقه‌اي براي
مويه كردن.

نه سوگ‌سرودي در كار
تنها نشاني از اين كوه
كه بر آن قدم مي‌گذارم،

گذرا، تاريك و به ملايمت سپيد
در احاطه‌ي مه‌اي بي‌رنگ
چنين مي‌نامم اين كوه را بعد از او.

2
سرود صبح

خواب ديد دكترها سر رسيدند
و پاهايش را از زانو قطع كردند.
روياي روزي كه شبش كنار من خفته بود.
من در این رویا
یا فریاد درد سهمی نداشتم،
با این حال با من در میان گذاشت
رویای روزی را که شبش کنار من خفته بود.

3
هديه

به من می‌گویی سکوت
به صلح نزديك‌تر است تا شعر
اما اگر به عنوان هديه
برايت سكوت بیاورم
( من سكوت را مي‌شناسم )
خواهي گفت
(( اين سكوت نيست
شعري ديگر است))
و به من برش مي‌گرداني.

4
هايكوي تابستان

سكوت

 

و سكوتي عميق تر

 

هنگام که درنگ می‌کنند

 

جیرجیرک‌ها

5
دو قالب صابون دارم

دو قالب صابون دارم،
با رايحه‌ی بادام،
يكي براي تو و يكي براي من.
حمامي رسم كن،
هم‌ديگر را خواهيم شست.

پولی ندارم،
داروفروش را كشتم.

ظرفي روغن اين‌جاست،
درست مثل آن‌چه در كتاب مقدس.

به روشنايي تن‌ات خواهم رسيد
در ميان بازوان‌ام.

پولي ندارم،
عطر فروش را كشتم،

از پنجره نگاه كن
مغازه‌ها را و مردم را.
بگو چه آرزو داري،
فورن خواهي داشت.

من پاك بي‌پول‌ام
پاك بي‌پول.

6
به خود مي‌گويم چند نفر در اين شهر

به خود مي‌گويم چند نفر در اين شهر
در اتاق‌هاي مبله زندگي مي‌كنند.
ديروقت در شب وقتي به ساختما‌ن‌ها مي‌نگرم
قسم مي‌خورم در هر پنجره‌اي چهره‌اي مي‌بينم
كه برگشته به سمت من،
و وقتي نگاه برمي‌گيرم
به خود مي‌گويم چند نفر بر مي‌گردند به سمت ميزهاي‌شان
و همين را مي‌نويسند.

7
تنهايي ارباب و آغوش غلام

تنهايي ارباب و آغوش غلام.
به بانك‌دار يا دكتر نخواهم‌گفت.
نگاه كن، آن‌ها افول آفتاب را نظاره مي‌كنند.
در پس كوهي بي‌صاحب.
از عهد و پيمان و ققنوس هيچ نمي‌دانند.
امشب آفتابي افول مي‌كند.
به زيبايي در پس يك كوه،
و دو مرد من
به دفعات اين منظر را به خواب خواهند ديد
مابين دفعات
آنان يك‌ديگر را مجازات مي‌كنند.

8
سرود

نزديك بود به بستر بروم
بدون يادآوري چهار بنفشه‌ی سفيدي
كه در گل يقه‌ي ژاكت سبزت گذاشتم.

و بعد چه‌قدر بوسيدم تو را
و بوسيدي مرا
با شرمي چنان
كه گويي هرگز عاشق‌ات نبودم .

 

Lorsque l’on évoque Leonard Cohen, le monde se partage immédiatement en deux camps : les contres, les indifférents, ceux qui le trouvent triste et barbant, rasant, et les pour, les admirateurs, ceux qui voient en lui un grand auteur-compositeur, un spécimen unique dans l’histoire du rock. Mais dans un cas comme dans l’autre, Leonard Cohen ne laisse personne indifférent, ce qui est sans doute la marque de son immense talent. Un talent dont la parution du CD More Best Of, un portrait de l’artiste couvrant les années 84 à 97 permet une nouvelle fois de mesurer toute l’étendue

Leonard Cohen est né en 1934 dans la province du Québec, à Westmount, un quartier riche et anglophone de Montréal, d’une famille juive russo-polonaise. Il est très tôt passionné par la littérature et la poésie où ses goûts ne se limitent pas uniquement aux auteurs anglo-saxons.

Leonard Cohen :

Quand j’étais jeune j’ai commencé à lire vraiment avec les romanciers français comme Camus et Sartre comme tout le monde ! Je lis très peu de poésie maintenant, mais j’étais très influencé par quelques poètes. Parmi eux  Federico Garcia Lorca, le grand poète espagnol, William Butler Yeats, le poète irlandais et… la Bible, les poésies de la Bible, beaucoup.  Real Audio

 

A 17 ans Leonard Cohen entreprend des études d’histoire à l’université de Mc Gill, tout en écrivant ses premiers poèmes. Parallèlement il s’intéresse déjà  à la musique et il participe à la formation d’un trio de country-musique et de folk "Les Buckskin Boys". En 1956, il publie un premier recueil de poèmes  Let Us Compare Mythologies  grâce à une souscription lancée dans le journal de l’université : le McGill News Paper ; d’une manière générale le livre est bien reçu, même si ses ventes ne dépassent pas les quelques centaines d’exemplaires.

En 59, avec l’aide d’une bourse qui lui est allouée par les affaires culturelles du gouvernement canadien, Leonard Cohen se rend en Europe.

Leonard Cohen séjourne quelques temps à Londres, puis en Grèce où il loue une maison sur l’île d’Hydra qui n’est pas encore  le haut lieu touristique qu’elle est devenue aujourd’hui. C’est à l’époque un refuge très apprécié des artistes qui y trouvent l’accueil et le calme propice à l’inspiration. C’est à Hydra où il va finalement séjourner  7 ans que Leonard Cohen écrit Flowers for Hitler un recueil de poèmes très controversé qui paraît en 1964 ou il raconte notamment sa rencontre avec Marianne Ihlen, sa compagne dans une librairie de l’île. Il publie aussi deux romans : The Favorite Game en 63 (un portrait d’un artiste jeune juif dans Montréal) et Beautiful Losers en 66, décrit comme une désagréable épopée religieuse d’une grande beauté. Lors de la publication de Beautiful Losers, le Boston Globe écrit : "James Joyce n’est pas mort. Il vit à Montréal sous le nom de Leonard Cohen", ce qui est certes élogieux mais ne nourrit pas son homme car le livre se vend mal; 3000 exemplaires au États-Unis et un millier au Canada et Leonard Cohen voit bien qu’il lui faut trouver une  autre voie  pour gagner sa vie. La musique s’impose tout naturellement à Cohen car depuis son enfance et au travers de son expérience avec les  "Buckskin Boys", elle a toujours occupé une place de choix dans sa vie.

Leonard Cohen :

J’aimais bien toutes les oeuvres de Segovia et les guitaristes flamenco, les folkloriques portugais, les fados, toutes les chansons du Moyen-Est et naturellement les musiques pop dans les juke-box de tous les cafés de Montréal.  Real Audio

Leonard Cohen décide de se rendre à Nashville pour tenter d’enregistrer un album de country-western. En chemin il fait halte à New York où il découvre Joan Baez, Bob Dylan, Phil Ochs, Joni Mitchell et Tim Buckley. Cohen se met alors à fréquenter Greenwich Village où il tente de placer ses chansons auprès des artistes de la scène folk et c’est ainsi qu’il rencontre Judy Collins.

Leonard Cohen :

J’ai rencontré Judy Collins à New York un certain moment et j’ai joué quelques chansons pour elle et elle m’a dit qu’elle n’aime pas exactement … elle aime ce que je fais mais si j’ai quelque chose dans l’avenir… Quand j’ai terminé Suzanne je lui ai téléphoné de Montréal et je lui ai chanté cette chanson et elle a dit qu’elle veut l’enregistrer  cette chanson et elle m’a aidé beaucoup.  Real Audio

La version de Suzanne qui figure sur  l’album In My Life de Judy Collins permet à Leonard Cohen de se faire un petit nom sur la scène new-yorkaise. Il rencontre ainsi Allen Ginsberg et Andy Warhol, ainsi que des musiciens comme Lou Reed, Jakson Brown et Nico. Il fait aussi la connaissance du producteur et découvreur de talent John Hammond qui l’aide à signer chez C.B.S., la maison de disque de Bob Dylan. Un premier album, Songs Of Leonard Cohen paraît en janvier 68. Pour les Américains, Songs of Leonard Cohen n’est que l’œuvre d’un auteur relativement connu qui veut prouver qu’il sait aussi écrire des chansons. Pour les Européens c’est une découverte totale puisque aucun de ses livres n’a encore été traduit. L’album parfaitement maîtrisé pour une première oeuvre est une suite de classiques, de Suzanne à So Long Marianne en passant bien sûr par Sisters Of Mercy.

Leonard Cohen est à la mode et sa maison de disques le presse de réaliser un second album, il choisit de le faire à Nashville qui est, rappelons-le, le but initial de son passage à New York, et c’est Bob Johnston qui a déjà à son actif  des albums de Simon et Garfunkel, Johnny Cash et  Bob Dylan qui est chargé de la production. Le résultat: Songs From A Room qui est publié en avril 69.

Le premier album de Leonard Cohen a reçu un accueil enthousiaste en Europe où des chansons comme Suzanne, Sisters Of Mercy et So Long Marianne sont mises au rang de classique. Un an plus tard, Songs From A Room, son deuxième album qui s’ouvre sur Bird On A Wire ne déçoit pas. Cohen y aborde des problèmes comme la religion, l’histoire, l’engagement politique à coté du suicide et de la drogue. C’est un énorme succès en Angleterre où l’album se classe N°2 ainsi que dans les pays francophones où l’on s’attarde sur sa version bilingue de la Chanson du Partisan d’Anna Marly.

Leonard Cohen effectue sa première tournée Européenne en 70 accompagné du groupe "The Army" au sein duquel on remarque un certain Charlie Daniels au violon et à la guitare acoustique. A Aix en Provence on frôle la catastrophe lorsque Cohen qui, rappelons le, vit en Grèce se voit traité de fasciste par des spectateurs qui lui reprochent de cautionner le régime des colonels

Leonard Cohen :

J’ai pas passé beaucoup de temps quand les colonels étaient là ; j’ai passé du temps dans les années 60 la plus part du temps, mais j’avais des amis là-bas pendant tout ça et j’avais une vie, c’est pas une question de supporter le untel ou quelque chose comme ça !.   Real Audio

A l’île de Wight,  Leonard Cohen fait un triomphe dont on retrouve un extrait sur l’album Songs Of Love And Hate en avril 71. Entre temps il s’est installé à Nashville. C’est donc très logiquement dans cette ville qu’il a enregistré le disque avec toujours Bob Johnston  aux commandes et le groupe "The Army" pour l’accompagner. C’est la première fois qu’apparaissent des arrangements de cuivres et de cordes. Elles sont l’œuvre de Paul Buckmaster dont Leonard Cohen avait apprécié le travail sur un album d’Elton John. Songs Of Love And Hate contient quelques grands titres de Cohen comme Famous Blue Raincoat ou Joan Of Arc. Pourtant l’album s’attire les foudres d’une certaine critique qui lui reproche son manque de sobriété musicale

Leonard Cohen prend alors quelques distances avec la chanson et en 73, Columbia doit se contenter de publier un album public Live Songs où l’on trouve quand même 5 inédits ! S’il reste absent de la scène musicale, Cohen n’en est pas moins actif mais dans d’autres domaines. En vrac, il publie un nouveau recueil de poésies The Energy Of Slaves, il fait deux enfants : Adam et Lorca à sa compagne Suzanne, il quitte Hydra et il rejoint Israël en pleine guerre du Kippour par devoir et comme alibi pour s’éloigner de la maison confie-t-il ! On retrouve d’ailleurs un aspect guerrier dans le nouvel album de Cohen New Skin For The Old Ceremony  qui paraît finalement en septembre 74. Ici les chansons ont pour titre Field Commander Cohen, Who by fire, This is a War, ce qui révèle une certaine humeur belliqueuse. On retient aussi Lover Lover Lover le tube de l’album et Chelsea Hotel dédié à la mémoire de Janis Joplin. Les arrangements ont été confiés à John Lissauer qui a su mettre en valeur la voix de Cohen et lui redonner le souffle qu’il semblait avoir perdu.

Après New Skin For The Old Ceremony, le rythme de parution des albums de Leonard Cohen ralentit sérieusement. A part un Greatest Hits en novembre 75, c’est le silence à tel point que Bob Dylan dédicace son album Desire à Leonard s’il est encore dans le coin. Cohen répond en l’invitant à chanter sur son nouvel album Death Of Ladies Man. Le disque a été réalisé par Phil Spector, le producteur génial des Ronets, et autre Ike et Tina Turner. On s’étonne que Cohen ai choisi Spector qui traîne une réputation de paranoïaque, de fou dangereux. A moins que ce soit Spector qui ai choisi Cohen.

Leonard Cohen :

On a eu un ami mutuel et il m’a appelé à un concert que j’ai donné dans le Troubadour alors Phil est venu et il nous a invité à sa maison, il fermé la porte et on avait pas le droit de sortir, moi je lui ai dit "si nous sommes ici, allons nous faire quelque chose ensemble" et c’est commencé comme ça.  Real Audio

C’est la première fois que Cohen travaille en duo. Lui se chargeant des textes et Spector de la musique. En studio, l’ambiance est inquiétante avec des gardes du corps armés jusqu’aux dents, des balles et des bouteilles de vins qui jonchent le sol. Pour finir Phil Spector confisque les bandes de l’album et les mixe tout seul, sans l’avis de l’artiste !. Le résultat, contestable et contesté en son temps, poussera Cohen à revenir à une forme plus traditionnelle pour son disque suivant.

L’album Recent Songs paraît en septembre 79. On y retrouve une instrumentation plus proche de l’image habituelle de Leonard Cohen avec parfois des accents orientaux ou mexicains comme sur Un Canadien Errant une vieille chanson du Québec écrite en 1847 par Gerain Lajoie. Désormais Cohen prend son temps .De toute façon, c’est un perfectionniste, un travailleur acharné qui n’est jamais satisfait de son travail. Et ce temps il le lui faut pour écrire des chansons.

Leonard Cohen :

 J’ai honte mais c’est vrai il y a des gens qui écrivent des très grandes chansons dans un taxi ou sur une serviette dans un café mais je ne sais pas; peut-être je suis-je paresseux ou lent, je ne sais pas, mais ça prend des mois, même des années.  Real Audio

En 1984, Leonard Cohen publie un recueil  de psaumes Le Livre De Miséricorde et il tourne même dans un épisode dans la série télévisée "Deux flics à Miami". Son rôle, celui du grand patron d’Interpol, sera malheureusement coupé au montage. Plus sérieusement il passe de l’autre coté de la camera pour réaliser I Am A Hotel un film d’une demie-heure dont il est aussi le scénariste et qui gagne le premier prix au festival international de télévision de Montreux. En 84, toujours, Leonard Cohen écrit le texte de la comédie musicale de Lewis Furey Night Magic qui est portée à l’écran avec dans les principaux rôles : Carole Laure, Nick Mancuso, Jean Carmet et Stéphane Audran. Un nouvel album de Leonard Cohen Various Positions paraît en décembre 84. Il y développe sa réflexion sur la religion au travers de titres comme Hallelujah ou The Law, véritables psaumes contemporains émanant très certainement d’une longue et pénible odyssée spirituelle.

I Am Your Man parait en 1988. Cet album a été enregistré principalement à Montréal et mixé à Los Angeles, là où réside désormais Leonard Cohen, mais s’il a choisi la Californie ce n’est ni pour son soleil, ni pour ses palmiers.

Leonard Cohen :

J’aime bien la Californie parce que c’est la fin du monde, de l’essence de l’apocalypse, même le tremblement de terre, la société à même dans une condition de déchiré, même le paysage mental est dans un état d’explosion.  Real Audio

I Am Your Man est  un disque résolument  moderne qui n’a rien à envier aux autres productions de son époque et où l’on découvre pour la première fois dans l’œuvre de Cohen des séquenceurs  et des synthétiseurs. Autres signes des temps, deux clips tournés en France à Cabourg et à Trouville accompagnent les singles I Am Your Man et First We Take Manhattan.

En novembre 92, vingt cinq ans après Suzanne et Bird on the Wire, Leonard Cohen est à nouveau sous les feux de l’actualité avec son nouvel album The Future. Il s’est écoulé 4 ans depuis I Am Your Man, c’est long et Leonard Cohen s’en explique.

Leonard Cohen :

Mon fils a eu un accident de voiture et j’ai arrêté complètement parce qu’il a passé 6 mois à l’hôpital et à cause de ça j’ai arrêté complètement et c’était



منبع : هم آواز



جديدترين اخبار و مطالب مرتبط و پر بازديد بخش مشاهیر موسیقی و سينما :

 آلن دلون Alain Delon  [چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388]
 جورج کلونی George Timothy Clooney  [جمعه، 22 آبان ماه ، 1388]
 استیون اسپیلبرگ Steven Allan Spielberg  [چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388]
 مارتین اسکورسیزی Martin Scorsese  [چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388]
 استنلی کوبریک Stanley Kubrick  [چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388]
 جان بانجووی Jon Bon Jovi  [چهارشنبه، 8 مهر ماه ، 1388]
 هارولد كلِیتون لوید Harold Lloyd  [چهارشنبه، 1 مهر ماه ، 1388]
 کیت بلانشت Cate Blanchett  [دوشنبه، 30 شهریور ماه ، 1388]
 بنجامین گزا افلک بولت Benjamin Geza Affleck Boldt  [دوشنبه، 30 شهریور ماه ، 1388]
 لیلیان گیش Lillian Gish  [دوشنبه، 30 شهریور ماه ، 1388]
 
انتخاب ها :

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

Bookmark and Share

Subscribe

دريافت جديدترين اخبار هم آواز از طريق ايميل


تبليغات :

كامل ترين آرشيو موسيقي خارجي ، هر آلبوم فقط 150 تومان
كتابخانه الكترونيكي پارس تك

آگهي متني :


· امکان مؤثری برای اطلاع‌رسانی با هزینه‌ای کم‌تر ، بوسيله تبليغات متني


· محصولات هم آواز


· موزيك فقط150تومان


· تدریس خصوصی زبان عربی توسط دبير پروازي


· آموزش كليه سازهاي موسيقي ايراني توسط گروه جام ارغوان


محل تبليغات شما

امتیاز دهی به اين خبر :
امتیاز متوسط : 4
تعداد آراء: 2


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این خبر ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
ضعيف


موضوعات مرتبط

مشاهیر موسیقی و سينماخرید اینترنتی موسیقی

 

Hamavaz = a complete online music and cinema sites portal
 

اشتراك درگروپ گوگل هم آواز

نشانی پست الکترونیک :

آرشیو هم آواز از groups.google.com

خانه | اخبار | موضوعات | آرشيو خبر | downloads | نظرسنجي | حريم شخصي كاربران | تالار گفتگو | سایت های موسیقی | سایت های سينمايي | نحوه خرید | محصولات | فروشگاه

دريافت كد اخبار جهت نمايش در سايت شما | آمار بازديد | تبليغات در هم آواز | درباره وب سایت | ارتباط با ما

موسيقي سنتي و مقام | موسيقي كلاسيك | موسيقي راك ، پاپ ، جاز | موسيقي فلامنكو | موسيقي فيلم | موسيقي بانوان

آلبوم هاي موسيقي | برنامه كنسرت ها | بدون عنوان | مشاهير موسيقي و سينما | خرید اینترنتی موسیقي

فيلم هاي روي پرده | سينما و تئاتر | سينماي جهان | انيميشن | نقد و بررسي فيلم | راديو و تلویزیون

لينک به سايت‌ها و وبلاگ‌ها ، به معناي تائيد ديدگاهها ، مطالب و محتوايشان نيست

تمامي حقوق اين سايت متعلق به هم آواز رسانه ميباشد ، استفاده از مطالب سايت فقط با ذكر نام و آدرس سايت مجاز ميباشد  
  
 Copyright  2006-2009 Hamavaz Resaneh Co. All Rights Reserved  - Farsi By RayanOmid

Please Click Here

Website Requirements : Best view in 1024 x 768 & Internet Explorer 6 | Click Here To Install flash player 10 Plug-in | Winrar

Help and Support : Tel : 0919 4758764 +98 919 4758764

HAMAVAZ Logo - نشانه رسمي سایت هم آواز HAMAVAZ Logo - نشانه رسمي سایت هم آواز

Hamavaz Monitoring by ServiceUptime.com خبر خوان كل اخبار Hamavaz Validate Robots خبر خوان بخشهاي خبري به تفكيك موضوعات Test Hamavaz By McAfee Click Here To Install


مدت زمان ایجاد صفحه : 0.37 ثانیه