بهزاد معافي يك نهاوندي است و علاقهاش به نهاوند را ميتوان از روي نامي كه براي موسسه آموزش عالياش (نهاوند) انتخاب كرده فهميد؛ موسسهاي كه البته بيشتر با عنوان <كنسرواتوار تهران> شناخته ميشود. او متولد سال 1329 است و دكتراي خود را در رشته مديريت امور فرهنگي از دانشگاه اروپايي اوكراين اخذ كرده؛ ضمن اينكه پيش از آن در سال 1354 از موسسه آموزش عالي هامبورگ فارغالتحصيل شده است.
ديدار با رئيس كنسرواتوار تهران در دفتر اين مركز واقع در يكي از نقاط مركزي شهر تهران انجام شد. كنسرواتوار تهران كه در سال 1376 فعاليت خود را آغاز كرد، مهمترين مركز آموزش موسيقي در رشتههاي نوازندگي و خوانندگي موسيقي ايراني و كلاسيك، آهنگسازي، موسيقي مدرن، رهبري اركستر و صدابرداري موسيقي محسوب ميشود. اين مركز در طي سالهاي گذشته همكاري تنگاتنگي با كنسرواتوار دولتي چايكوفسكي روسيه، اوكراين، كنسرواتوار گرانس لهستان و كنسرواتوار كميتاس ارمنستان داشته. همچنين با دعوت از نوازندگان بنامي چون خوليو آلمايدا گيتاريست معروف جهان باعث آشنايي علاقهمندان ايراني با جريان روزآمد موسيقي جهان شده است. برپايي بزرگداشتهايي براي موسيقيدانان مطرح جهان همچون موتزارت، بلا بارتوك و زولتاون كداي، از ديگر فعاليتهاي كنسرواتوار تهران به شمار ميآيد.
چه شد كه تصميم گرفتيد كنسرواتوار تهران را در ايران تاسيس كنيد؟
سيستم كنسرواتواري بنا به عللي تاريخي در طي تاريخ ششهزار ساله موسيقي ايران به دست فراموشي سپرده شده است. من پيش از اين، در طي جشنوارهاي جهاني كه در روسيه برپا شده بود، به اين نكته اشاره كردهام كه در تاريخ شش هزار ساله موسيقي ايراني پديدهاي به نام كنسرواتوار وجود نداشته است. به عقيده من كنسرواتوار كلمه مقدسي است. وقتي كنسرواتوار براي اولينبار در ايتاليا تاسيس شد، هدفش كمك به افراد بيبضاعت بود. در حقيقت سيستم كنسرواتواري اولين قدم را در جهت مردمدوستي، كمك به همنوع و بچههاي بيسرپرست قرار داد. كشورهاي ديگر هم به تبع ايتاليا دريافتند كه وجود نهادي به نام كنسرواتوار برايشان ضروري است. اما اينكه چرا ماتصميم گرفتيم كنسرواتوار تهران را تاسيس كنيم، بايد بگويم طي ارتباطاتمان با ديگر كشورها به اين نتيجه رسيديم كه نميتوانيم كنسرواتوار نداشته باشيم؛ چرا كه از نظر مردمان ديگر كشورها نداشتن كنسرواتوار مرداف با نوعي بيتوجهي به امور فرهنگي است. خلاصه اينكه نداشتن كنسرواتوار يك ضعف بود، اين بود كه تصميم گرفتيم كنسرواتوار تهران را راهاندازي كنيم. فعاليت اين كنسرواتوار ابتدا در قالب يك موسسه بود؛ ولي رفتهرفته فعاليتمان را گسترش داديم و از نحوه كار كنسرواتوارهاي مطرح دنيا الگو گرفتيم. در حال حاضر هنرجوياني كه فقط اسم كنسرواتوار تهران روي آنها باشد و بگويند فارغالتحصيل اين كنسرواتوار هستند ميتوانند به راحتي در ايتاليا، اتريش، روسيه، فرانسه، انگلستان و حتي آمريكا ادامه تحصيل بدهند.
در تمام دنيا،اين نظام كنسرواتواري چيزي جدا از نظام دانشگاهي است. آيا كنسرواتوار تهران توانسته خود را از سيطره فضاي دانشگاهي بيرون آورد؟
در ايران جايي مثل كنسرواتوار تهران وجود ندارد، تا جايي كه به جهت تخصصي بودن آموزشها در اينجا افراد بسياري از دانشگاهها و ديگر دانشكدههاي موسيقي به كنسرواتوار تهران ميآيند. همچنين ما 31 نفر هنرجو داشتهايم كه از هنرستان موسيقي به كنسرواتوار تهران آمدهاند و آموزش ديدهاند.
ما در طي سالهاي فعاليتمان با يكي از برجستهترين كنسرواتوارهاي دنيا يعني كنسرواتوار چايكوفسكي مسكو همكاري خوبي داشتهايم، تا جايي كه كنسرواتوار جوان تهران پسرخوانده كنسرواتوار چايكوفسكي محسوب ميشود. اين عين صحبت وزير علوم روسيه است كه ميگفت همين كه يك دانشجوي ايراني در آغاز راه از كنسرواتوار تهران به كنسرواتوار چايكوفسكي كه 145 سال قدمت دارد راه پيدا ميكند، يك اتفاق تاريخي است.
اما كنسرواتوار چايكوفسكي حداقل چهار نسل جلوتر از كنسرواتوار تهران است، در حالي كه از فعاليت كنسرواتوار تهران بيش از ده سال نميگذرد. آيا 10 سال زمان كافي براي ارزيابي كارنامه يك كنسرواتوار است؟
من باز مجبورم به صحبت وزير علوم روسيه استناد كنم كه ميگفت كنسرواتوار تهران در طي همين مدت زمان فعاليت خود راه 25 ساله را طي كرده است. اين را بايد بگويم كه مدرك اعطايي از طرف كنسرواتوار تهران به دانشجويان اين مركز، اهميت خاص خود را دارد و اين دانشجويان به راحتي در ديگر مراكز آموزش موسيقيدنيا پذيرش ميشوند.
معمولا در كنسرواتوارهاي دنيا يك بخش هم به آموزش موسيقي به كودكان اختصاص دارد و حتي داراي مدرسه موسيقي و هنرستان نيز هستند. الان آموزش كودكان در كنسرواتوار تهران در چه وضعيتي است؟
ما تا دو سال پيش سرفصل آموزش به كودكان را داشتيم. ميدانيم كه ابتداي آموزش موسيقي به كودكان با عنوان <ارف> شناخته ميشود و ما چنين آموزشي را در نظر گرفته بوديم. حدود 30 الي 50 نفر از كودكان 4 تا 12 ساله در اين دورهها به مدت يك سالونيم آموزش ديدند. متاسفانه در حال حاضر به دليل كمبود فضا اين آموزشها متوقف شده و ما به دنبال مكاني ويژه براي آنها هستيم. در كنسرواتوار چايكوفسكي يا كنسرواتوار لير فرانسه و همينطور در آكادمي كنسرواتوارهاي اوكراين، ارمنستان، تركمنستان، ازبكستان و ايتاليا بخش ويژه براي كودكان هست. ما قطعا در آينده دوباره آموزش به كودكان را عملي ميكنيم.
سرفصلهاي آموزش كنسرواتوار در ايران چگونه است؟ الگوي شما براي آموزش سازهايي كه اختصاصا متعلق به فرهنگ ايران هستند، بهچهنحو است؟
خب ما در سيستم كنسرواتواري قالبي داريم كه جهاني است؛ يعني وقتي ميگويند موسيقي صلح، اين نوع موسيقي از نظر هارموني، فرم و آناليز تا سازهاي تخصصي الگوي مشخصي دارد. اين يك بحث تخصصي است و ما در اينجا به تمام رشتههاي دنيا پرداختهايم. تنها به موسيقي پاپ نپرداختهايم كه آن هم به اين خاطر است كه اگر قرار باشد به اين موسيقي بپردازيم بايد اين كار را به خوبي انجام دهيم و از اساتيد متبحر بهره بگيريم.
يعني به خاطر نبود استاد به موسيقي پاپ نپرداختهايد؟
خب من فكر ميكنم ما در ايران وضع مناسبي براي آموزش موسيقي پاپ نداريم. البته در قالب موسيقي ايراني و حتي موسيقي نواحي پيشرفت خوبي داشتهايم.
ساختار دورهها و الگوي آموزشي در تمام دنيا به چه صورت است؟
الگوي آموزشي در تمام كنسرواتوارهاي دنيا بر مبناي موسيقي كلاسيك است. البته چند سالي است كه كنسرواتوار چايكوفسكي مسكو، دپارتمان موسيقي شرق تاسيس كرده و در آن سازهاي سنتي كشورهاي مختلف تدريس ميشود. جشنواره <نداي گيتي> در مسكو كه كنسرواتوار تهران هم در آن حضورخواهد داشت قرار است، به همين بهانه برپا شود تا سازهاي كشورهاي مختلف وارد كنسرواتوار چايكوفسكي شوند. البته هنوز گيتار در اين كنسرواتوار تدريس نميشود؟
چرا؟
خب هر كشوري بسته به فرهنگ و نيازش ساز مشخصي را وارد كنسرواتوار خود ميكند. ا لان در بوداپست مجارستان كنسرواتواري تاسيس شده كه موسيقي جاز تدريس ميكند. كنسرواتوارها ساختار قديمي دارند؛ ولي در حال حاضر راه خودشان را ميروند. كنسرواتوار آمستردام هم همينطور، جشنوارهاي را پايهريزي كرد كه موسيقيهاي شرقي را ترويج ميدهد. اينها نشان ميدهد كه كنسرواتوارهاي دنيا روي موسيقيهاي شرقي و محلي سرمايهگذاري كردهاند؛ كنسرتهايي برپا ميكنند كه نوازندگانشان اروپايي هستند، ولي سازها شرقياند.
در كنسرواتوار تهران چه سازهايي استفاده ميشود؟
ما در كنسرواتوار تهران از همان قالب رايج كنسرواتوارها براي آموزش تار و سنتور و همه سازهاي ايراني استفاده ميكنيم و در برنامههاي هر ترم ميآوريم. برخي درسها هم مشترك است، مثل تاريخ موسيقي ايران و جهان.
سوالي كه اينجا پيش ميآيد اين است كه چرا اين قدر دير كنسرواتوار تهران تاسيس شد؟!
همانطور كه عرض كردم ما حدود ششهزار سال قدمت موسيقي داريم و ميتوان گفت اولين اپرا در ايران، در شوش و ايلام بوده است ولي تاريخ مكتوب آموزش موسيقي در ايران از صد سال قبل تجاوز نميكند و حتي از اين زمان هم كمتر است؛ در حالي كه موسيقي دنيا تا سال 1905 ميلادي تحول چشمگيري به خود ديده بود. در ايران دكتر حسابي در سال 1320 به ايران ميآيد و انجمن موسيقي، انجمن آكوستيك و انجمن پزشكي را تاسيس ميكند. او انگيزه زيادي براي كار كردن دارد و حتي با همكاري مرحوم استاد علينقي وزيري كه در خارج تحصيل كرده، هنرستان موسيقي را تاسيس ميكند. در اين زمان است كه انواع سازهاي ايراني و خارجي مثل ويولن، سنتور و پيانو تدريس ميشود. ويولن ،ايراني ميشود، ولي ما پيانو و گيتار ايراني نداريم. اگر بخواهيم فقط ايراني فكر كنيم و بگويم آموزش ايراني باشد، بايد به همان آموزش سينه به سينه اكتفا كنيم. مسالهاي كه جاي مطالعه دارد اين است كه آيا آموزش سولفژ و پيانو براي كسي كه موسيقي ايراني كار ميكند ضروري است يا خير؟ بايد روي اين مساله مطالعه شود. متاسفانه هيچ تحقيق مستند و مكتوبي در اين زمينه وجود ندارد.
يك بار ديگر برگرديم به اين بحث كه اصولا تفاوت سيستم كنسرواتواري با سيستم دانشگاهي در چيست؟
بنا بر تعريفي كه وجود دارد، هدف دانشگاه آموزش تئوري است و تربيت تئوريسين. همچنين در دانشگاه شناختي عمومي از موسيقي مد نظر است. اما كنسرواتوار محلي براي تربيت نوازنده، خواننده و آهنگساز است. اينها جايشان در كنسرواتوار است. تفاوت ديگر كنسرواتوار با دانشگاه در اين است كه تربيت در دانشگاه، يك تربيت جمعي است؛ ولي در كنسرواتوار تربيت فردي است. در دانشگاه ميگويند اين درس را ميبينيد، همه بايد با هم آموزش ببينيد! به ندرت شاهد آموزشهاي انفرادي در دانشگاه هستيم.
آيا كنسرواتوار تهران براي اجراي موسيقي در اركسترهاي داخل يا خارج برنامهاي دارد؟
قطعا هدف ما اين است كه شاهد حضور اركستر كنسرواتوار تهران در بيرون از ايران باشيم. اما در داخل ايران ميتوانم بگويم كمتر اركستري است كه تشكيل شود و بخش عظيمي از نوازندههاي آن از كنسرواتوار تهران نباشند، براي مثال در جشنواره شيراز كه سال گذشته برپا شد، 75 درصد نوازندگان از كنسرواتوار تهران بودند.
بپردازيم به اهداف كلانتر كنسرواتوار تهران، جايگاه اين كنسرواتوار در بين ديگر كنسرواتوارهاي جهان چگونه است و آيا آهنگسازان و نوازندگان خارجي انگيزه حضور و اجراي برنامه در كنسرواتوار تهران را دارند؟
حجم مراودات بينالمللي ما گويا و مشخص است. وقتي كه نوازندگان بنام خارجي در كنسرواتوار تهران حضور پيدا ميكنند، طبيعتا اين كنسرواتوار آرام آرام جاي خودش را در مقياس جهاني باز ميكند. وقتي گيتاريست مشهور آلماني، خوليو آلمايدا را به تهران دعوت ميكنيم يا وقتي رئيس دپارتمان كنسرواتوار چايكوفسكي به همراه معاون و رئيس آن به تهران ميآيند يا رئيس كنسرواتوار گدانس لهستان به كنسرواتوار تهران آمد و يك كنسرت دوستانه و افتخاري برگزار ميكند، يعني فراتر از حد معمول حركت ميكنيم. اخيرا ميهماني ناخوانده داشتيم كه بدون اطلاع ما ولي براي همكار با ما به ايران آمده بود، يك كارگردان معروف آلماني به نام فرانك شفر. او به ايران آمد و قرار شد بخشي از فيلمش راجع به كنسرواتوار تهران باشد. يا همين چند وقت پيش دو نفر از آلمان آمدند و خواستند در كنسرواتوار برنامه اجرا كنند و تكتك نوازندههايشان به نوازندگي بپردازند. اين دو مستر كلاسي هم قرار است برپا كنند. از اين رو كنسرواتوار تهران مراوده و ارتباط لازم با ديگر كنسرواتوارهاي دنيا را دارد.
آيا در كنسرواتوار تهران از اساتيد ديگر كنسرواتوارها هم استفاده كردهايد؟
بله، خانمي هست كه در گرجستان سمت استادي دارد و استاد برجسته كنسرواتوار تفليس به حساب ميآيد. او فارغالتحصيل روسيه است و در تمام دنيا كنسرت برپا كرده. همچنين ميهماناني از كنسرواتوارهاي ديگر داريم كه براساس قراردادهاي فرهنگي به كنسرواتوار تهران ميآيند. برنامه ديگر ما، اعطاي بورس تحصيلي كنسرواتوارهاي چايكوفسكي و اوكراين به دانشجويان ترمهاي آخر است. اين بورسها از ده روز تا يك ترم طول ميكشد. براي استادان جوانمان هم برنامههاي مشابهي داريم. آنها را به كنسرواتوار چايكوفسكي ميفرستيم تا از 6 ماه تا يك سال آموزش كامل ببينند و دوباره به ايران بازگردند. براي نمونه، آقاي پيروز ارجمند بورسيه كنسرواتوار تهران است كه در مالزي در مقطع دكترا تحصيل ميكند. قطعا وقتي به ايران برگردد، عضو مفيدي براي ما خواهد بود. ما در دنيا جايگاه ويژهاي داريم و باتوجه به محدوديتهاي مالي، ملاحظهما را هم ميكنند. اگر از دانشجوي تمام وقت آمريكايي 11هزار دلار بگيرند، اين مبلغ براي دانشجويان ما 4500 دلار خواهد بود. اينها شرايط و امكاناتي است كه ما توانستهايم در طي ده سال فعاليت براي جوانان هنرجوي كشور فراهم نماييم.
منبع : وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی